غریق نجات

مربی‌های شنا اولین چیزی که به شاگردهایشان یاد می‌دهند این است که خودشان را به آب بسپرند. نترسند. رها کنند خودشان را روی آب. بچه‌ها این را اگر یاد نگیرند، شناگر نمی‌شوند. توی رابطه‌ی با تو یکی از آن اولین‌هایی که یادم دادند1 این بود که باید خودم را بسپرم به تو، به تو اعتماد کنم. که بی این اعتماد و توکل، روی موج‌های زندگی، ماندنم سخت می‌شود. حالا این وسط‌ها، که این درس فراموشم می‌شود، که نزدیک است غرق بشوم، که این موج‌های ناامیدی من را می‌برند با خودشان، درس‌ اول را یادم بیانداز. اصلاً توی همان لحظه‌هایی که فکر می‌کنم نجاتی نیست، تکیه‌گاهی نمانده، تکیه‌ی امنِ من، نجاتِ من باش.  

1. و اَلجیء نفسَک فی امورِک کلّها الی الهک
فانّک تلجئُها اِلی کهفٍ حریز و مانعٍ عزیز
و اَخلِص فی المسأله لربّک
فاِنّ بیده العطاء و الحِرمان
و اکثر الاستِخاره
.
در همه احوال، وجودت را به خدایت بسپار.
پیشِ او باشی پناهت امن است و نگهبانت قوی.
هر چه می‌خواهی تنها از او بخواه
که دادن و ندادن دستِ اوست.
مدام از او تقدیرهای خوب بخواه2.
.

2. نامه سی و یکم نهج‌البلاغه. ترجمه فاطمه شهیدی.

/ 6 نظر / 4 بازدید
محمدمحمدی1/2

خیلی زیبا بود مرسی

joker(سید معین طیبی)

خیلی قشنگ بود...

شهسوار

ممنون که با یادآوری هایتان گوهرهای وجودی انسان ها را جلا می دهید.بسیار تاثیرگذار بود.

محمدمحمدی1/2

انشالله فردا هستید دیگه،(منظورم پنجشنبه است) چون فلشم رو ندادید من هم امروز مریض بودم نتونستم بیام مدرسه[افسوس]

علی

عالی بود ولی حیف که مثلا خودم یه روخونی میکنم بعدش یه ربع فکر میکنم و با خودم یه سری قول ها میدم ولی یه هفته نشده تا یه چیزی میشه کم میارم و بهتره بقیش رو اونایی که مثل منم و مطمئنم که خیلی هم زیادن بفهمن... آیا تو هم مثل منی؟؟؟

معین

آخه با این حرفا کی می تونه ازش دور شه؟هرکی می تونه دیگه خیلی آدم زایه ای بوده و هست.