امتحان می کنند به این سادگی...

مُبلّغ اسلامی بود . در یکی از مراکز اسلامی لندن. عمرش را گذاشته بود روی این کار  تعریف می کرد که یک روز سوار تاکسی می شود و کرایه را می پردازد . راننده بقیه پول را که برمی گرداند 20 سنت اضافه تر می‌دهد .
می گفت :چند دقیقه ای با خودم کلنجار رفتم که بیست سنت اضافه را برگردانم یا نه آخر سر بر خودم پیروز شدم و بیست سنت را پس دادم و گفتم آقا این را زیاد دادی ...
گذشت و به مقصد رسیدیم . موقع پیاده شدن راننده سرش را بیرون آوردو گفت آقا از شما ممنونم . پرسیدم بابت چی ؟
گفت می خواستم فردا بیایم مرکز شما و مسلمان شوم اما هنوز کمی مردد بودم . وقتی دیدم سوار ماشینم شدید خواستم شما را امتحان کنم . با خودم شرط کردم اگر بیست سنت را پس دادید بیایم . فردا خدمت می رسیم
تعریف می کرد : تمام وجودم دگرگون شد حالی شبیه غش به من دست داد .
من مشغول خودم بودم در حالی که داشتم تمام اسلام را به بیست سنت می فروختم ...

/ 4 نظر / 15 بازدید
دوره 26ای!

واقعا خدا به بعضی از ماها لیاقت بده! لیاقت قرار گرفتن تو امتحان...[ناراحت]

همون سعید اکبری ام منتها دیگه با نام سعید

اوه . چقدر طول کشید ادرس این وبلاگ رو پیدا کنم . خب حالا نظرم : داستان جالبی بود ، کلا هم خوب بود . اما توجه همه رو به یه نکته جلب می کنم : راننده چقدر خسیس بوده که اسلام رو با 20 سنت امتحان کرده . خب معلومه 20 سنت رو پس می ده . باید با 10 ، 20 دلار امتحان می کرد که معلوم بشه

سعید

پس اگه حرف قبلی ام درسته ، باید گفت همه مبلغ های اسلامی در شرایط یکسان امتحان نمی شن . راستی بعضی ها چقدر فقط سه شنبه ها می ان ! اصلا یک شنبه ها نمی ان !

سعید

جدا !!! نمی دونستم . [گاوچران] راستی چقدر پرشین بلاگ شکلک های زیادی داره !!!!!!!!!!!!!!!!!