نامه نورانی
پایگاه قرآنی مدرسه راهنمایی علامه حلی یک تهران

ببخشید پا برهنه وسط مهمونی مزاحمتون شدم ، اصلاً راضی نبودم با این حالتون بیاید استقبال ، من خودم هم مهمونم می‌دونم چه حالی داره ، سریع می‌گم و می‌رم که هم من و هم شما بریم به کارهامون برسیم که خیلی دیره ، اومدم بگم که از چند روز پیش (که منظور 5شنبه باشه !) من افتخار این رو پیدا کردم که توی این وبنوشت مطلب بذارم ، خواستم شادی خودم رو از این افتخار با شما تقسیم کنم !

یادم میاد سال اوّل دبیرستان که بودیم که سال اوّل ورود من به سمپاد هم بود ، همون اوایل سال تحصیلی ، ماه رمضان بود ، یه روز که از کلاس اومدم بیرون یه نوشته توجّهم رو به خودش جلب کرد ، یه کاغذ بود روی تابلوی پایه‌ی اوّل ، خیلی جمله‌ی عجیبی بود ، نوشته بود :

"همیشه وقتی آب می‌خوریم به یاد امام حسین(ع) می‌افتیم ولی توی این روزها که آب رو می‌بینیم و نمی‌تونیم بخوریم یاد حضرت عبّاس(ع) می‌افتیم ."

السّلام علیک یا اباعبداللّه الحسین(ع) و رحمة اللّه و برکاته

السّلام علیک یا اباالفضل العبّاس و رحمة اللّه و برکاته

[ ۱۳٩۱/٥/٧ ] [ ۱۱:۱٠ ‎ق.ظ ] [ م رضایی ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ