نامه نورانی
پایگاه قرآنی مدرسه راهنمایی علامه حلی یک تهران

اما چه کنیم، هیچ کجا کربلا نمی شود...

هر روز پیغام از این و آن که دارم می روم کربلا. بعضی از کسانی که به من گفتند دارم می روم پیاده روی نجف تا کربلا، من فکر می کردم اصلا دلش برای امام حسین ع نمی تپد چه برسد که برود پیاده روی آن هم سه روز!

آن وقت بود که یاد داستان حضرت موسی (ع) افتادم

آن وقت بود که فهمیدم چه قدر اوضاعم خراب است

دلم آشوب شد

حالم خراب

روزگارم شب یلدا شد... تیره و سیاه و بلند.

 

ناگهان فانوس امیدی دلم را روشن کرد

دو حدیث دیدم، و یک فرصت:

 

حدیث اول از امام صادق (ع) : 

کسی که به قصد زیارت امام حسین(ع) از منزلش خارج شود اگر پیاده باشد، خداوند بابت هر قدمی که برای زیارت اباعبدالله بر می‌دارد، یک حسنه می‌نویسد و یک سیئه از او محو می‌کند. وقتی که به حرم می‌رسد، خداوند او را جزء صالحین برگزیده می‌نویسد. وقتی مناسک او تمام شد، خداوند نام او را جزء فائزین می‌نویسد. وقتی می‌خواهد بازگردد یک فرشتۀ الهی در مقابل او قرار می‌گیرد و می‌گوید: رسول خدا(ص) به شما سلام می‌رساند، و پیغام می‌دهد (مژده می‌دهد): عملت را از سر بگیر که تمام گناهان گذشته‌ات بخشیده شده است.

 

حدیث دوم از امام هادی (ع):

مَن زارَ عَبدُالعَظیم بِرِی، کَمَن زارَ الحُسَین بِکَربَلا

هرکس حضرت عبدالعظیم را در شهر ری زیارت کند، مانند این است که امام حسین ع را در کربلا زیارت کرده است.
و فرصتی که فراهم شده است :

[ ۱۳٩٢/٩/۳٠ ] [ ۱٢:۱٢ ‎ق.ظ ] [ عستاد اسفندیاری ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ