نامه نورانی
پایگاه قرآنی مدرسه راهنمایی علامه حلی یک تهران

اگر در مقابل قومی که بویی از تواضع و خشوع نبرده است، فروتنی و نرمی کنی، پاسخت را با پاره کردن گوشت بدنت و تکه تکه کردنت می دهند...مانند گرگ بیابان که نرمی سرش نمی شود و وحشی و درّنده است.

حتی اگر با نظر معلم ات( چه معلمی که اکنون دبیر توست، چه معلمی که قبلا بوده) مخالفی، در نهایت ادب و تواضع، این موضوع را به او منتقل کن، چرا که ادبی که در آن تواضع و اضطراب نباشد، مانند سیبی است که بدون دانه است و عقیم. مثل درخت گردویی است سترون که فقط به درد سوختن می خورد.

و بدان که یک معلم، حتی معلم اول دبستان ات، تا آخر عمرت معلم است و تو بنده ی اویی، حتی اگر علم تو ومقام تو از او بالا تر باشد، حتی اگر هیچ مسئولیتی در قبال تو نداشته باشد، تا آخر عمرت معلم ات است و تو عبد اویی...حق نداری هرچه می خواهی به او بگویی.

ادب...ادب...ادب

 

 

 


[ ۱۳٩٢/٧/۱٢ ] [ ٤:۳۱ ‎ق.ظ ] [ عستاد اسفندیاری ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ