نامه نورانی
پایگاه قرآنی مدرسه راهنمایی علامه حلی یک تهران

37. مادر "شهید" شد. پدر موند و 4 بچّه ی یتیم...

38. بچّه ها رو آروم کرد، گفت: "وقتی مادر گفته من رو توی شب دفن کنید، شما نباید با صدای بلند گریه کنید تا دشمن ها بفهمند." بچّه ها به سختی قبول کردند.

39. پدر داشت مادر رو غسل می داد که یه دفعه صدای گریه ی پدر بلند شد، آخه هنوز تا اون موقع نمی دونست جسارت ها رو. این بار بچّه ها اومدند و پدر رو آروم کردند.

40. مادر "شهید" شد و بعد از مادر دنیا عوض شد...

"جسارت، حمایت، شکایت، خجالت، عیادت، شماتت، عبادت، سلامت و شهادت" در دنیای پیش از شهادت مادر بود و "وداع" در دنیای پس از شهادت مادر...

"امیرالمومنین امام علی علیه السلام فرمودند: سوگند به خدا که فاطمه علیها السلام هیچ گاه مرا خشمگین نکرد و در هیچ کاری از من سرپیچی ننمود . و من هرگاه به فاطمه علیها السلام نگاه می کردم، غم و اندوه از من زدوده می شد. "

 

"بأیّ ذنبٍ قُتِلَت..."

---------------------------------------------------------------------------------------------

پی نوشت: اگر دلی شکست و اشکی جاری شد، یادی هم از ما بکنید، التماس دعا.

دل نوشت: "یتیم" شدیم...

[ ۱۳٩٢/۱/٢٤ ] [ ۸:٥٦ ‎ب.ظ ] [ م رضایی ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ