نامه نورانی
پایگاه قرآنی مدرسه راهنمایی علامه حلی یک تهران

سالِ مسیحی‌ها که نو می‌شود یعنی یک سال دیگر هم گذشت از اتفاق مهم‌شان؛ عیسی مسیح (ع)، بعد از سال‌ها انتظار بنی‌اسرائیل برای تولد منجی به دنیا آمد؛ رحمتِ وعده داده شده‌ی خداوند. سالِ ما که نو می‌شود، یعنی یک‌سال دیگر هم گذشت از یک اتفاق مهم؛ اتفاق مهمِ ما نه تولد پیام‌برمان، نه حتی مبعوث شدنش به رسالت و آغاز نزول وحی بعد از ششصد سالِ تاریک، نه آغاز دعوت علنی‌اش، فکرش را بکن، اتّفاق مهم ما که حالا قرار است هزار و سیصد و نود و یکمین سالگرد خورشیدی‌اش را جشن بگیریم، هجرتِ پیام‌برمان باشد از شهری به شهری، نه فقط برای تبلیغ و موعظه و گسترش دین، برای تشکیل یک حکومت؛ تحقق خلافت وعده داده شده صالحان بر زمین؛ یعنی امسال هزار و سیصد و نود ویک سال از تشکیلِ حکومت اسلامی مدینه گذشت. از سالی که آرزوی دیرین انبیاء و اولیاء برای استقرار حاکمیت و تشریع خدا بر امور بشر – اگرچه ناقص و موقت- محقق شد.
حالا حق داریم سال‌مان که نو می‌شود دل‌مان تنگِ شما بشود؟ یعنی یادمان بیاید هزار و سیصد و نود و یک سال گذشت از نسخه‌ای که کامل و جامعش را قرار است شما برای بشریت بپیچید. یعنی دل‌مان هوا کند برای روزی که نو بشود، که شما بیایید. که خلافتِ صالحان محقق بشود، که خوف‌مان به امن بدل بشود، که اتفاق مهم‌مان بیفتد و مبدأ تاریخ‌مان بشود آغازِ حکومت جهانی شما. شاید همین امسال...شاید.

[ ۱۳٩٠/۱٢/٢۸ ] [ ۱٠:۱٠ ‎ب.ظ ] [ smgatmirian ] [ نظرات () ]

مربی‌های شنا اولین چیزی که به شاگردهایشان یاد می‌دهند این است که خودشان را به آب بسپرند. نترسند. رها کنند خودشان را روی آب. بچه‌ها این را اگر یاد نگیرند، شناگر نمی‌شوند. توی رابطه‌ی با تو یکی از آن اولین‌هایی که یادم دادند1 این بود که باید خودم را بسپرم به تو، به تو اعتماد کنم. که بی این اعتماد و توکل، روی موج‌های زندگی، ماندنم سخت می‌شود. حالا این وسط‌ها، که این درس فراموشم می‌شود، که نزدیک است غرق بشوم، که این موج‌های ناامیدی من را می‌برند با خودشان، درس‌ اول را یادم بیانداز. اصلاً توی همان لحظه‌هایی که فکر می‌کنم نجاتی نیست، تکیه‌گاهی نمانده، تکیه‌ی امنِ من، نجاتِ من باش.  

1. و اَلجیء نفسَک فی امورِک کلّها الی الهک
فانّک تلجئُها اِلی کهفٍ حریز و مانعٍ عزیز
و اَخلِص فی المسأله لربّک
فاِنّ بیده العطاء و الحِرمان
و اکثر الاستِخاره
.
در همه احوال، وجودت را به خدایت بسپار.
پیشِ او باشی پناهت امن است و نگهبانت قوی.
هر چه می‌خواهی تنها از او بخواه
که دادن و ندادن دستِ اوست.
مدام از او تقدیرهای خوب بخواه2.
.

2. نامه سی و یکم نهج‌البلاغه. ترجمه فاطمه شهیدی.

[ ۱۳٩٠/۱٢/٢٢ ] [ ٩:۳۱ ‎ب.ظ ] [ smgatmirian ] [ نظرات () ]

دانلود فایل صوتی طرح درس رسولی که حبیب بود:

 

 دانلود

[ ۱۳٩٠/۱٢/۱۱ ] [ ۱۱:٢٤ ‎ب.ظ ] [ smgatmirian ] [ نظرات () ]

گاهی پشت ویترین کتاب فروشی ها می ایستم

و به این فکر می کنم

بشر برای اینکه قرآن و نهج البلاغه و مفاتیح و صحیفه نخواند

باید چقدر کتاب بخواند؟ 

[ ۱۳٩٠/۱٢/٩ ] [ ۱۱:٥٢ ‎ب.ظ ] [ smgatmirian ] [ نظرات () ]

سلام به همه رفقای گل.

داداش نشد به روز کنیم دیگه گیر نده حالا.

نه که آخر سالی همه خونه تکونی می کنن ما هم گفتیم یه سر بزنیم به این خونه سه ساله.ولی خودمونیم بس که غبار گرفته بود چشم چشم رو نمی دید.چهار ماه!!! فک کن...

ولی خداییش دلمان گرفت اساسی.رفتیم تو خاطرات قدیم و به روز شدن های هر روز.

بیخیال...

وقتی آمار بازدید این چند مدت رو چک می کردم خیلی برام جالب بود که با این که وبلاگ خاک گرفته بود ولی بازدید هر روز از 80 به بالا بود.

دوباره شروع می کنیم...

پس

بلند بگو

بسم الله الرحمن الرحیم

[ ۱۳٩٠/۱٢/٩ ] [ ۱۱:٠۱ ‎ق.ظ ] [ smgatmirian ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ