نویسنده :
- ساعت ۱:٠٧ ب.ظ روز ۱۳٩٢/۳/٢٢


« به پایگاه قرآنی مدرسه راهنمایی علّامه حلّی یک تهران خوش آمدید »





ارسال کارهای تحقیقاتی به:smgatmirian@yahoo.com
نویسنده :
- ساعت ٤:۳۱ ب.ظ روز ۱۳٩۱/٢/٥
علی فتاحی /سید جواد میر معینی/محمد سعید غفاری/علی احمدی فر/علی رضا سلطانی/محمد جواد فرجی
......……..................................................................................................................................................
بدانید و آگاه باشید که اسامی از میان پنجاه و دو نفر داوطلب از کلاس های مختلف قرعه کشی شده اند و بچه های یک سه بسی شانس بیشتری داشته اند لابد که سه نفر از شش نفر از کلاس آنها اسمشان در آمد.بقیه دوستان به این عزیزان حتما کمک خواهند کرد اگر هدفشان از داوطلب شدن کمک به برگزاری هر چه بهتر مسابقات کتاب خداست
نویسنده :
- ساعت ۱۱:٥٧ ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۳٠
دلم می خواد یه شب مدینه باشم
زائر اون شکسته سینه باشم
دلم می خواد پشت بقیع بشینم
قبر غریب مادرُ ببینم
دلم می خواد تو کوچه هاش بمیرم
انتقام مادرمو بگیرم

تو کوچه ای که فاطمه زمین خورد
همون جا که یاس مدینه پژمرد
همون جا که مادرمونو کشتن
کتاب درد زینبو نوشتن
کاش بودیم و تو کوچه یارش بومدیم
ما بچه شیعه ها کنارش بودیم
تا که فرشته علی نمیره
دستشو رو صورت خود نگیره
پ.ن1:عکس کوچه بنی هاشم است
پ.ن2:شعر به خواست هیاتی های دوره بیست و هفت تقدیم شد.یادش به خیر اولین هیات دوره بیست و هفت و حدیث کسا و این شعر...
نویسنده :
- ساعت ۱۱:۳٤ ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱/٢٩
زیر باران دوشنبه بعد از ظهر
اتفاقی مقابلم رخ داد
وسط کوچه ناگهان دیدم
زن همسایه بر زمین افتاد
سیبها روی خاک غلطیدند
چادرش در میان گرد و غبار
قبلا این صحنه را... نمیدانم
در من انگار میشود تکرار
آه سردی کشید، حس کردم
کوچه آتش گرفت از این آه
و سراسیمه گریه در گریه
پسر کوچکش رسید از راه
گفت: آرام باش! چیزی نیست
به گمانم فقط کمی کمرم...
دست من را بگیر، گریه نکن
مرد گریه نمیکند پسرم
چادرش را تکاند، با سختی
یا علی گفت و از زمین پا شد
پیش چشمان بیتفاوت ما
نالههایش فقط تماشا شد
صبح فردا به مادرم گفتم
گوش کن! این صدای روضهی کیست
طرف کوچه رفتم و دیدم
در و دیوار خانهای مشکی است
****
با خودم فکر میکنم حالا
کوچه ما چقدر تاریک است
گریه، مادر، دوشنبه، در، کوچه
راستی! فاطمیه نزدیک است...
پ.ن:شاعرش شاعر لحظه های بارانی من حمیدرضا برقعی است
نویسنده :
- ساعت ٧:٠٥ ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/٦
سلام به همه.عید همه مبارک باشه.ایشالله تعطیلات خوش گذشته باشه.
تا الان تعداد زیادی از بچه ها پروژه هاشون رو فرستادند و خب بعضی هنوز بر مبنای قانون محبوب دقیقه نود عمل می کنند و ایشالله در مهلت باقی مونده کارشون رو می فرستند.
لازمه که چند تا نکته رو تذکر بدم:
*بعضی از دوستان منابع تحقیقشون رو ذکر نکردند که باید لطف کنند در یک ایمیل دیگه منابعشون رو بیارند چون ذکر منابع برای تحقیق الزامی است و نبودش مانع کسب نمره کامل.
*من هنوز مفهوم تعداد زیاد تماس های دوستان و گاها اولیای دوستان رو درباره مهلت ارائه پروژه یا مسائل ابتدایی اون که بارها توضیح داده شده، نمی فهمم.به هر حال از همین جا اعلام می کنم:تبعات ناشی از تماس ها و ... به عهده شخص محقق می باشد.تکبییییییرررررر...
*دوستان گرامی حتما یک نسخه از تحقیقشون رو برای خودشون داشته باشند.چون به هنگام کنفرانس و یا مطالعه برای امتحان پایان ترم بهش نیاز دارند و بنده به کسی تحقیقش رو نخواهم داد.بازم تکبیییییررررر...
و مهم تر از همه این که برای دوستانی که به مسافرت رفتند همراه داشتن سوغاتی و برای دوستانی که نرفتند همراه داشتن سهم ما از عیدی ها در جلسه اول کلاس بعد از تعطیلات ضروری است و در کسب نمره کامل اثری شگرف خواهد داشت.
دم هر چی بچه با معرفت حلی یکیه گررررررررررم
نویسنده :
- ساعت ۱۱:٥۸ ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱/٥
بِسمِ الله الرّحمنِ الرّحیمِ
اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ یُحْیِی الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا سوره حدید آیه 17
بدانید که خداوند زمین را زنده میکند بعد از مرگش.
...
فرمودهاند منظور همین زمینِ مرده ماست که بعد از قیام قائم (عج) زنده میشود.
راستی که او «ربیع الانام»1 است و «نضره الایّام» 2
1.بهار موجودات
2.خرّمیبخش روزگاران
نویسنده :
- ساعت ۱٠:۱٠ ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٢/٢۸
سالِ مسیحیها که نو میشود یعنی یک سال دیگر هم گذشت از اتفاق مهمشان؛ عیسی مسیح (ع)، بعد از سالها انتظار بنیاسرائیل برای تولد منجی به دنیا آمد؛ رحمتِ وعده داده شدهی خداوند. سالِ ما که نو میشود، یعنی یکسال دیگر هم گذشت از یک اتفاق مهم؛ اتفاق مهمِ ما نه تولد پیامبرمان، نه حتی مبعوث شدنش به رسالت و آغاز نزول وحی بعد از ششصد سالِ تاریک، نه آغاز دعوت علنیاش، فکرش را بکن، اتّفاق مهم ما که حالا قرار است هزار و سیصد و نود و یکمین سالگرد خورشیدیاش را جشن بگیریم، هجرتِ پیامبرمان باشد از شهری به شهری، نه فقط برای تبلیغ و موعظه و گسترش دین، برای تشکیل یک حکومت؛ تحقق خلافت وعده داده شده صالحان بر زمین؛ یعنی امسال هزار و سیصد و نود ویک سال از تشکیلِ حکومت اسلامی مدینه گذشت. از سالی که آرزوی دیرین انبیاء و اولیاء برای استقرار حاکمیت و تشریع خدا بر امور بشر – اگرچه ناقص و موقت- محقق شد.
حالا حق داریم سالمان که نو میشود دلمان تنگِ شما بشود؟ یعنی یادمان بیاید هزار و سیصد و نود و یک سال گذشت از نسخهای که کامل و جامعش را قرار است شما برای بشریت بپیچید. یعنی دلمان هوا کند برای روزی که نو بشود، که شما بیایید. که خلافتِ صالحان محقق بشود، که خوفمان به امن بدل بشود، که اتفاق مهممان بیفتد و مبدأ تاریخمان بشود آغازِ حکومت جهانی شما. شاید همین امسال...شاید.

نویسنده :
- ساعت ٩:۳۱ ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٢/٢٢
مربیهای شنا اولین چیزی که به شاگردهایشان یاد میدهند این است که خودشان را به آب بسپرند. نترسند. رها کنند خودشان را روی آب. بچهها این را اگر یاد نگیرند، شناگر نمیشوند. توی رابطهی با تو یکی از آن اولینهایی که یادم دادند1 این بود که باید خودم را بسپرم به تو، به تو اعتماد کنم. که بی این اعتماد و توکل، روی موجهای زندگی، ماندنم سخت میشود. حالا این وسطها، که این درس فراموشم میشود، که نزدیک است غرق بشوم، که این موجهای ناامیدی من را میبرند با خودشان، درس اول را یادم بیانداز. اصلاً توی همان لحظههایی که فکر میکنم نجاتی نیست، تکیهگاهی نمانده، تکیهی امنِ من، نجاتِ من باش.
1. و اَلجیء نفسَک فی امورِک کلّها الی الهک
فانّک تلجئُها اِلی کهفٍ حریز و مانعٍ عزیز
و اَخلِص فی المسأله لربّک
فاِنّ بیده العطاء و الحِرمان
و اکثر الاستِخاره
.
در همه احوال، وجودت را به خدایت بسپار.
پیشِ او باشی پناهت امن است و نگهبانت قوی.
هر چه میخواهی تنها از او بخواه
که دادن و ندادن دستِ اوست.
مدام از او تقدیرهای خوب بخواه2.
.
2. نامه سی و یکم نهجالبلاغه. ترجمه فاطمه شهیدی.
← صفحه بعد